هانيهاني، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره
هیامهیام، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 8 روز سن داره

هاني كوچولو

هانی و هیام درمسافرت شهریور 95

1395/7/7 13:14
نویسنده : از زبان هاني
399 بازدید
اشتراک گذاری

اولین مسافرت هیامی همراه با من و مامان و بابایی به شهرکرد

صرف صبحانه در فیروزآباد مورخ 95/06/26

اینجا خانم خواب تشریف داشتن و تازه بیدار شدن

توی مسیر یاسوج کنار این پیرمرد و پیرزن مهربون توقف کردیم و سیب و گردوی تازه خریدیم

گندمان برای رفع خستگی رفتیم کافی شاپziba

اما مامانی بخاطر هیام موند توی ماشین و قهوشو خوردBlowing Kisses

رسیدیم خونه دوست بابایی و داشتیم شام میخوردیم که متوجه نگاه های هیام خانم شدیمsad face emoticon

با حسرت نگاه سفره میکرد و انگشتشو مک میزدpouty face emoticon

من و گردوهای خوشمزه http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/hallcandysmile.gif

البته حواسم نبود و با پوست گردو لباس بابایی کثیف کردم

من و هیامی در چشمه سردآب

چشمه سردآب و کباب بختیاری خوشمزه

ناراحتم چون نزاشتن بیشتر توی آب بازی کنم

95/06/27

من و باباییBlow Kiss

هیامی  لالاValentine kiss

مسافرت که بودیم آبجی هیامم چهارماهگیش کامل شد

هیام چهار ماهه ما

چهارماهگیت مبارک آبجی جونم

داریم میریم شلمزار

در شلمزار

اینجا هم یه جای باصفای دیگست ولی متاسفانه اسم این مکان یادم نیست

الکی مثلا هیام داره فالوده میخوره

من مواظب آبجیم هستم و تا الان جز شیر مادر حتی نزاشتم آب هم بخوره Flower

تالاب زیبای چغاخور

این عکس به مناسبت چهارماهگی آبجی گرفتم Blowing Kisses

بعد از شرکرد برگشتیم شیراز برای خرید لوازم مدرسم

اومدیم رستوران سنتی مجتمع تجاری خلیج فارس و منوی غذا دستمه میخوام سفارش بدم

غذاشون حرف نداشت

بابایی Kisses

فضاش هم عالیه

هیام و بابایی

بابای خوشتیپمValentine butterfly kiss

و اما ادامه خرید ما

آبجی بخاطر مسافرت با دو روز تاخیر اومده واکسن بزنه

قد و وزن آبجی گلم مثل همیشه نرماله

لبخند همراه با درد بعد از واکسن

و درست همانروز آبجی هیام رو کچل کردیم

البته من اصلا دوست نداشتم بابایی هیام رو کچل کنه

آبجی کچل من

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)