هانی و هیام درمسافرت شهریور 95

اولین مسافرت هیامی همراه با من و مامان و بابایی به شهرکرد 
صرف صبحانه در فیروزآباد مورخ 95/06/26

اینجا خانم خواب تشریف داشتن و تازه بیدار شدن![]()

توی مسیر یاسوج کنار این پیرمرد و پیرزن مهربون توقف کردیم و سیب و گردوی تازه خریدیم

گندمان برای رفع خستگی رفتیم کافی شاپ
اما مامانی بخاطر هیام موند توی ماشین و قهوشو خورد

رسیدیم خونه دوست بابایی و داشتیم شام میخوردیم که متوجه نگاه های هیام خانم شدیم![]()
با حسرت نگاه سفره میکرد و انگشتشو مک میزد![]()

من و گردوهای خوشمزه 
البته حواسم نبود و با پوست گردو لباس بابایی کثیف کردم ![]()

من و هیامی در چشمه سردآب


چشمه سردآب و کباب بختیاری خوشمزه 

ناراحتم چون نزاشتن بیشتر توی آب بازی کنم 

95/06/27


من و بابایی

هیامی لالا

مسافرت که بودیم آبجی هیامم چهارماهگیش کامل شد![]()

هیام چهار ماهه ما

چهارماهگیت مبارک آبجی جونم![]()


داریم میریم شلمزار ![]()

در شلمزار

اینجا هم یه جای باصفای دیگست
ولی متاسفانه اسم این مکان یادم نیست

الکی مثلا هیام داره فالوده میخوره
من مواظب آبجیم هستم و تا الان جز شیر مادر حتی نزاشتم آب هم بخوره ![]()

تالاب زیبای چغاخور 

این عکس به مناسبت چهارماهگی آبجی گرفتم 

بعد از شرکرد برگشتیم شیراز برای خرید لوازم مدرسم![]()
اومدیم رستوران سنتی مجتمع تجاری خلیج فارس و منوی غذا دستمه میخوام سفارش بدم ![]()

غذاشون حرف نداشت![]()

بابایی 

فضاش هم عالیه![]()

هیام و بابایی![]()

بابای خوشتیپم

و اما ادامه خرید ما ![]()

آبجی بخاطر مسافرت با دو روز تاخیر اومده واکسن بزنه 

قد و وزن آبجی گلم مثل همیشه نرماله

لبخند همراه با درد بعد از واکسن

و درست همانروز آبجی هیام رو کچل کردیم ![]()

البته من اصلا دوست نداشتم بابایی هیام رو کچل کنه ![]()

آبجی کچل من ![]()



هانی و هیام درمسافرت شهریور 95
